Menu Color:
Banner Color:
Main Color:
Layout Style:
  • Wide
  • Boxed
تاریخچه محله

محدوده محله: از شمال به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری، از جنوب به خیابان شوش و از غرب به خیابان خیام محدود می شود.

بناهای مهم این محله شامل: محله های قدیمی تهران، گود عربها، محله صابون پزخانه، زیارتگاه قبرآقا

شناسنامه محله

محله هرندي در جنوب منطقه 12 واقع شده و منطقه در بر گيرنده هسته تاريخي شهر تهران است كه در دورة صفويه قريه اي محصور بود و در دورة قاجاريه دارالخلافه شد. شهري 200 ساله كه تا اوايل قرن هجري حاضر گسترشي آرام و طبيعي داشت، در چهل سال اول قرن حاضر رشدي تدريجي يافت و در چهل سال اخير رشد آن شتابي بي سابقه گرفت .تحولات تاريخي تهران مركزي را از نظر گاه كالبدي مي توان به هفت دوره تقسيم كرد :- دورة اول ،تهران از ديه تهران تا احداث بارو توسط شاه طهماسب صفوي 932 شمسي.- دورة دوم، از احداث باروي اول تا زمان پايتختي در سال 1169 شمسي.- دورة سوم، از زمان پايتختي آن تا زمان احداث باروي دوم 1252 شمسي ( .- دورة چهارم، از احداث باروي دوم تا تغيير حكومت قاجاريه و روي كار آمدن رضا شاه، 1304 هجري شمسي.- دورة پنجم، از سال 1304 تا حدود 1330 هجري شمسي، شكل گيري كامل محدوده و شروع رشد شهر به سمت شمال.- دوره ششم، از حدود سال 1330 هجري شمسي تا مقطع انقلاب 1357 ، شتاب گرفتن رشد شهر- دوره هفتم، از مقطع انقلاب 1357 تا به امروزدر هر يك از اين دوره ها شرايط محله را پي مي گيريم.(باوند،1386،ص10)دورة اول، از ديه تهران تا احداث باروي شاه طهماسبي 961) ه . ق(پيش از آنكه قزوين به پايتختي شاه طهماسب صفوي انتخاب شود، تهران يكي از روستاهاي تابع ري بود و مخفيگاه چپاولگراني كه بر سر راه كاروان ها به كمين مي نشستند. در آن زمان ري شهري مهم به شمار مي آمد و ديه تهران بر سر راه آن قرار داشت. راهزنان اين ده را به محل اختفاي اموال به سرقت برده از كاروانيان تبديل كرده بودند. در اين دوره، تهران ازتعدادي باغ و خانه تشكيل مي شد كه در توصيفشان آنها را به حفره هايي زيرزميني تشبيه كرده اند كه ورود به آنها فقط از طريق دهليزهاي تنگ و تاريك ميسر بوده است. تهران ايندوره شكلي كاملاً روستايي داشته و از عناصر اوليه شهري مانند بازار، مسجد جامع، منازل مستحكم و زيبا، مراكز اجتماعي فعال و غيره بي بهره بود.روستاي تهران، پس از پايتخت شدن قزوين، به خاطر آب و هواي مساعد و توان طبيعي مطلوب خود در دامنه البرز توجه شاه طهماسب را به خود جلب كرد و دستور داد حصاري به دور آن بكشند كه حدود 6000 قدم بلندي داشته باشد. به اين ترتيب در سال 961 هجري قمري، تهران با حدود 400 هكتار مساحت، شامل باغ ها، بازار و محله هاي مسكوني، به شهر تبديل شد كه محله هرندي كنوني در بيرون حصار و پاي خندق آن قرار داشت. (باوند،1386،ص10)دوره دوم، از احداث باروي اول تا زمان پايتختي در سال 1200 ه. قحصار شهر با چهار دروازه شميران، قزوين، حضرت عبدالعظيم و دولاب كه در مسير جاده هاي اصلي منتهي به تهران قرار داشتند، همراه با 114 برج و عناصر كالبدي مهمي چون مسجد جامع، ارگ سلطنتي ، بازار و چهار محله عودلاجان، چاله ميدان،بازار و سنگلج ساختار شهر را به تدريج شكل دادند.در اين دوره، سازمان فضايي شهر صورتي قرون وسطايي داشت. مجموعه بازار از كاروانسراها، تيمچه ها و دالانهاي متعدد تشكيل مي شد و گذرهاي اصلي محله ها را به يكديگر پيوند ميداد؛ مانند گذر امام زاده يحيي يا گذر اصلي محله عودلاجان كه به دروازه شميران مي رسيد، يا گذر معير و قوام الملك در محله سنگلج كه به دروازه قزوين منتهي مي شد.استخوانبندي شهر بيشتر بر پيوند ميان مراكز محل هاي و مركز شهر از طريق يك رشته فضاها و عناصر ارتباط دهنده، يعني گذرهاي اصلي و ميدانگاه ها استوار بود.در جنوب بارو، معادن خاك رس و كوره پزخانه ها، تهيدستان و رانده شدگان اجتماعي را در خود جاي داده بودند. (باوند،1386،ص10)دوره سوم ، از زمان پايتختي در سال1200) ه. ق ( تا احداث باروي دوم1284)ه. ق (در سال 1200 هجري قمري ، آقا محمد خان قاجار، تهران را با عنوان دارالخلافه به پايتختي برگزيد. با اين انتخاب نقش هاي سياسي و اداري شهر و در نتيجه نقش هاي اقتصادي و اجتماعي آن در قياس با گذشته پر اهميت شد و اين نقش هاي جديد در سازمان كالبدي آن دگرگوني ايجاد كرد. مرمت حصار شهر و ساخت قصرهاي قاجاري، شكل و سيماي تهران را تغييرداد.در زمان فتحعلي شاه، نفوذ توسعه به وراي حصار اول رفت. خندقي در اطراف شهر حفر شد و قصرها، بناها، مسجدها، تكيه ها و بازارچه ها و محله هايي تازه در بيرون حصار احداث شدند.ساخت دروازه جديد خاني آباد و دولت از اقدامات اين دوره است. ساختار اصلي شهر در اين دوره را مجموعه حكومتي ارگ، ابنيه مذهبي، بازار گسترش يافته و محله هاي مسكوني شكل مي دادند.اكثر عناصر جديد در مجاورت و گاهي در تكميل عناصر از قبل موجود در درون حصار احداث مي شدند و به اين ترتيب، الگوي توسعه تدريجي در پيرامون هسته اوليه شهر كامل مي شد و ساختار و استخوان بندي فضايي شهر در پيوند با مركز قوام بيشتري مي يافت. (باوند،1386،ص11دوره چهارم ، از احداث باروي دوم 1252 شمسي تا 1304 (دوره پهلوي اول)شروع اين دوره مصادف است با اواسط سلطنت ناصرالدين شاه قاجار. او با احساس تنگي فضاي شهر فرمان داد تا محدوده تهران را افزايش دهند. در اجراي اين دستور درسال 1284 هجري قمري با تخريب حصار صفوي، حصار و خندق جديدي به شكل يك هشت ضلعي نامنظم و با افزودن شش دروازة جديد احداث گرديد.به اين ترتيب، بارو و خندق جنوبي از مولوي به شوش انتقال يافت و دروازه هاي شاه عبدالعظيم، غار و خاني آباد در اين ضلع ازحصار احداث گرديدند.در نقشة باروي ناصري (عبدالغفار) اطلاعات زيادي از محلة صابون پزخانه آمده است. شكل اوليه محله به صورت خطي و در امتداد گذر اصلي موجود شرقي غربي(الله وردي و عظيمي) واقع است كه كليات آن تا به امروز باقي مانده. اين گذر از حدود ميدان اعدام و دروازه نو شروع و به دروازه شوش در جنوب متصل شده است. محله شامل بخش هايي بوده و هر بخش داراي اجزا، زير محله ها و تقسيمات داخلي هست كه در جاي خود تحليل خواهد شد.جالب است كه تغييرات زيادي در محله و اجزاي آن در مقياس ساختار و تقسيمات دروني صورت نگرفته ولي طبيعي است كه ساختمان ها تغييرات زيادي در زمينه كالبد و تفكيك پلاك ها و به خصوص باغ هاي قديمي داشته است. قبرستان كهنه در شمال شرقي محله، كور ه پزخانه ها و چندين يخچال در جنوب و چندين سرا و كاروانسراي بزرگ در لبة غربي و شمال غربي محله از جمله عناصر مهم واقع و پيرامون و مجاورت محله به حساب مي آيند.از عناصر مهم شهري نيز مي توان به ترامواي اسبي اشاره كرد كه از ميدان محمديه شروع و به سمت شرق از شمال محله عبور مي كرده است.عناصر داخلي محله، چندين بازارچه، گذر معروف و مراكز محله اي بوده كه برخي هنوز قابل تشخيص اند. (باوند،1386،ص11)دوره پنجم ، از سال 1304 تا حدود 1330 ه. ش، شروع رشد شهر به سمت شمالدر دوره تسلط پهلوي اول بر حكومت، تجددگرايي كه از انديشه هاي جهان صنعتي و نظام سرمايه داري ريشه مي گرفت دربرنامه هاي عمراني دنبال شد. احداث راه آهن، دانشگاه، بانك هاي سپه و ملي، به مثابه نهادهاي جديد، سازمان فضايي كالبدي كهن را تغيير داد .چهره شهر با تخريب حصار ناصري و ايجاد عناصر جديدي چون وزارتخانه ها، ادارات و نهادهاي مالي تغيير كرد و مظاهر يك جامعه جديد را به وجود آورد. سه عنصر مهم شهري يعني خيابان، ميدان و بناهاي دولتي ساختار متفاوتي را در تهران شكل دادند.خيابان كشي ها و تعريض خيابان ها، بدون توجه به ساختار پيشين، بافت قديمي را از هم گسيخت.مناطق مسكوني توسعه بسيار يافت و وسعت شهر تقريباً دو برابر شد و به 46 كيلومتر مربع رسيد.خندق هاي اطراف شهر پر شد و بر روي آنها خيابا ن هاي شاهرضا) انقلاب (در شمال، شهباز 17) شهريور ( در شرق، شوش درجنوب و سي متري نظامي ) كارگر( در غرب احداث گرديد.خيابان هاي متعددي و از جمله خيام با ميدان هاي قرينه و تقاطع ها شكل گرفتند و جهت توسعه شهر را از تهران مركزي به سمت شمال و شمال غرب تغيير دادند. (باوند،1386،ص12دوره ششم ، از حدود 1330 ه. ش تا مقطع انقلاب ، شتاب گرفتن رشد شهردر پي تحولات دوران پهلوي و به رغم جنبه هاي مثبتي كه در برداشت، تقابلي ميان بخش سنتي و قديمي(هسته نخستين تهران)و بخش هاي مدرن و تازه توسعه يافته به وجود آمد. مديريت شهر به احياي بخش مركزي پشت كرد و توسعه كالبدي را به سمت شمال تهران دنبال نمود.بي اعتنايي به ساختار تاريخي، نوعي گسيختگي ميان بافت قديم و بافت جديد و دو قطبي شدن شمال و جنوب تهران را به وجود آورد.عناصر و فضاهاي ارزشمند تاريخي در مركز شهر به غفلت رها شدند، بافت محله ها فرسوده شد، زيرساخت ها كارايي خود را از دست دادند و فقط نقش تجاري سنتي براي مركز شهر باقي ماند كه آن نيز ازدحام حركتي و جمعيتي و نابه ساماني كالبدي و فضايي را در پي داشت. از اين رو، خانواده هاي مرفه تر از مركز شهر به سمت شمال كوچ كردند و خانواده هاي مهاجر و كم درآمد جاي آنها را گرفتند و جدايي اجتماعي در تهران تشديد شد.در نخستين طرح جامع تهران نيز كه در سال 1346 تهيه شد با به حاشيه راندن محلات قديم، مهار كردن توسعه شهر درمحدوده 25 ساله و تشويق توسعه آن بر يك محور شرقي غربي، تمركز بيش از پيش فعاليت هاي تجاري و اداري در بخش مركزي تهران و تقويت شبكه هاي ارتباطي و زير ساخت هاي شهري را در اين محدوده موجب شد و اين امر بدون در نظر گرفتن آسيب پذيري مناطق جنوبي و مركزي به پيش رفت. (باوند،1386،ص12)دوره هفتم ، از مقطع انقلاب 1357 تا به امروزاين دوره خود از مقاطع متفاوتي تشكيل شده است:- به قدرت رسيدن مجدد بازار و تمركز دوباره بخشهايي از فعاليت هاي تجاري در محدوده بازار و محله هاي پيراموني آن.- تهيه طرح ساماندهي تهران آتك، كه در اين طرح به مركز تهران و حوزه مركزي به عنوان يك حوزه فرهنگي تاريخي پرداخته شده و بار فعاليت هاي تجاري اداري به حوزه هاي ديگر تهران انتقال دارد.- اجراي پروژه هاي نوسازي بافت در بخش هاي بسيار كمي از محدوده فو ق: شروع مداخله . (باوند،1386،ص)دوره هاي تحولاز ساختار قديم محله كه در نقشه عبدالغفار( 1270 هجري شمسي) منعكس است تا ساختار كنوني محله تغييراتي چند را به ويژه در نيمه جنوبي و شمال شرقي محله مشاهده مي كنيم كه فضاها و عناصري از بين رفته اند و جاي خود را به عناصر و فضاهاي جديدي داده اند، اما در ديگر بخش هاي محله، به رغم تغيير بناها در سازمان فضايي بافت و شبكه ارتباطي آن تحولات بارزي ديده نمي شود.به هر حال، مهمترين تغييرات محله را طي زمان مي توان به صورت زير تصوير كرد : (باوند،1386،ص12دورة اول : 1270 كوره پزخانه ها در محله- وجود حصار و دروازه ها- تفكيك بخشي از زمين هاي باير و ساخت خانه هاي مسكوني در جاي آنهادورة دوم تا 1309- تبديل يخچال ها و بخش هايي از محوطه كوره هاي آجرپزي به لبة شمال غربي به محله هاي مسكوني و تبديل محوطه كوره هاي قسمت شرقي به زمين هاي باير.- تخريب دروازه ها و حصار، از بين رفتن ميدان امين السلطان و دوپاره شدن محله به ويژه در بخش شمالي.دورة سوم از 1309 تا 1335- جابه جايي كامل كوره پزخانه ها و تبديل آنها به بافت مسكوني، انبار و زمين باير.- تكميل شدن خيابان هاي تازه احداث در پيرامون.- ساخت بناهاي عمومي مانند زايشگاه فرح، بنگاه خيريه اشرف و شهرداري و كلانتري در محل قبرستان كهنه.دورة چهارم از 1335 تا 1358- ساخت پارك خواجوي كرماني و ورزشگاه در جنوب محله- شروع تخريب بافت پر بخش هاي مياني دورة پنجم از 1358 تا 1374- تملك و تخريب بخش هاي زيادي از بخش هاي جنوبي محله و تبديل آنها به پارك هرندي دورة ششم از 1374 تا به امروز- شروع به ساخت مجموعه پاركينگ و پرده فروشي ها در شمال شرقي محله (مجموعه روحي)- آتش سوزي در سراي باغ انگوري- تغييرات اندك در پيرامون پارك ها براي تعيين حد معين آنها(باوند،1386،ص12سازمان فضايي موجود :محله هرندي در حوزة فراگير خود با بخش هاي مركزي و جنوب شرقي و غربي محدودة تهران ناصري همپيوندي دارد و در زمينه هايي اين همپيوندي به جنوب محور شوش(باغ آذري) نيز فرا مي رود. دلايل همپيوندي در حوزة فراگير را مي توان به صورت زير برشمرد :• محله هرندي بخشي از بافت قديمي شهر تهران را در حد فاصل ميان دو باروي صفوي و ناصري تشكيل مي دهد و از اين رو پيوند اندامواره اي با مركز تاريخي تهران دارد و گذرهاي داخلي محله در امتداد گذرهاي فرامحله اي قرار گرفته است. (باوند،1386،ص17)• به لحاظ كاركرد و فرصت هاي اشتغال با بازار تهران و ديگر محورهاي تجاري و خدماتي پيرامون بازار ارتباط نزديك دارد• فعاليت هاي موجود در لبه هاي محله مقياسي فرامنطقه اي دارند و بخشي از كاركردهاي بازار را تشكيل مي دهند.• شبكه حركتي داخلي و پيراموني محله تأمين كننده ارتباط ميان بازار در شمال و محور شرياني شوش در جنوب بوده است. همواره به لحاظ سكونتي پشتيبان بازار و مركز شهر بوده است. از سوي ديگر، حوزة نفوذ محله هرندي نيز نيمه جنوبي منطقه را در برمي گيرد، زيرا : با جنوب بازار در تعامل است.• بر محور شرقي صاحب جمع (سرقبرآقا) و خيابان منتهي به شاه عبدالعظيم در لبه شرقي و محور شوش به عنوان بافتي پر تراكم و پر جمعيت اثر مي گذارد.• در امتداد خيابان هرندي با خاني آباد و از سر ديگرش با باغ آذري ارتباط كاركردي و حركتي دارد. (باوند،1386،ص17)ساختار فضايي محله از سه بخش متمايز تشكيل مي شود : حوزه هاي فعاليتي فرامنطقه اي و شهري در پيرامون شمالي و شرقي و غربي، بافت مسكوني به همراه شبكه هايی از گذرها و كانون ها(زير بازارچه ها) در ميانه و پار ك هاي پنجگانه و كاركردهاي خدماتي و عمومي (ورزشگاه، مركز درماني، واحدهاي آموزشي و غيره) در لبة جنوبي و امتداد محور شوش.گذر الله وردي در امتداد شمال غربي(ميدان محمديه) به جنوب شرقي(ميدان شوش) ستون فقرات كالبدي محله است كه ديگر زيرمحله ها و گذرها را به يكديگر پيوند مي دهد. دو محور بالنسبه عمود بر آن(در امتداد شمال شرقي به جنوب غربي)نيزاين ساختار را كامل مي كنند و در تلاقي گاه اين محورهاي فعاليتي مركز محله شكل گرفته كه زماني سرپوشيده بوده و اكنون روباز است.زير محله هايي مانند سعادت، فردوس، باغ انگوري، دروازه غار و صابون پزخانه در گذشته وجود داشته اند كه بازارچه هاي متعدد و تحليل رفته كنوني بازماندة ساختار و كانون هاي مستقل آنهاست.در شرايط كنوني به دليل بافت اجتماعي ناپايدار، قدرتمند نبودن نظام خانواده اي در ميان ساكنان، تداخل فعاليت هاي شهري با كاركردهاي محله اي، از ميان رفتن هويت و ساختار محله هاي مستقل و نبود خوانايي كالبدي، تشخيص زير محله ها دشواراست.وجود فعاليت هاي غير رسمي و داد و ستدهاي خلاف قانون در محله، از يك سو، و همجواري با بازار و راسته هاي فعاليت شهري، از سوي ديگر، بر حوزه كاركردي درون محله اثرات نامساعدي به جا گذاشته است و انواع كارگاه ها و انبارها نفوذ كرده به درون بافت به كمرنگ شدن نقش بازارچه ها و مراكز زير محله اي انجاميده است. (باوند،1386،ص17)ريخت شناسي بافت محله بافت محله نامنظم و ريزدانه است و بلو كهاي ساختماني ناهمگوني را به وجود مي آورد كه امكان نفوذپذيري به داخل آ نها محدود است. ساختار كلي محله شكل تضعيف و فرسوده شده يك محله قديمي است كه در زمان خود نيز تركيب قدرتمند و ارزشمندي نداشته است و در مجموع كيفيت موردانتظار يك محيط شهري را بازتاب نمي دهد.با توجه به بافت ارگانيك و تاحدي خودروي محله واحدهاي همسايگي براساس جمع بناها در يك بلوك ساختماني تعريف نمي شوند، بلكه عموماً اين واحدهاي مسكوني در پيرامون كوچه هاي بن بست شكل گرفته اند و واحد همسايگي بن بست را تشكيل مي دهند. البته تركيبي از واحدهاي بن بست در امتداد گذر اصلي تر واحد همسايگي بن باز را به وجود مي آورند و چند نمونه از اين شبكه ها كه انسجام كالبدي بيشتري داشته باشند ، زير محله و در بلوك شهري محله را شكل مي دهند. (باوند،1386،ص22) توان اقتصادي ساكنان محله:ساكنان محله نمودي از اقشار پايين اجتماعي و خصوصيت دو قطبي جامعه هستند و از اين رو، اغلب به حاشيه اجتماعي و مشاغل حاشيه اي اقتصاد تعلق دارند.كاريابي يكي از مهم ترين مشغله هاي ذهني مردم است. كار براي مردان، زنان و كودكان، موضوع اصلي ادامه حيات است.يكي از خواسته هاي مردم ايجاد مراكز كاريابي توسط شهرداري است كه خرده وام و مكاني براي اشتغال در اختيار قرار دهد.توان اقتصادي برخي خانوارها، به ويژه خانوارهاي داراي سرپرست زن، به قدري پايين است كه آنها از پرداخت اجاره هاي بالنسبه پايين اتاقهاي خود نيز عاجزند و از اين رو، مالك هم خانه را رها كرده و به بهسازي و نوسازي آن اهميتي نمي دهد.غلبه اجاره نشيني در محله و توان اقتصادي پايين خانوارها موضوعاتي است كه حتماً بايد در فرايند نوسازي مدنظر قرار گيرد، در غير اين صورت به رانده شدن اين افراد به بخش هاي ديگر شهر و گسترش فقر در ميان آنها مي انجامد.نامنظم و غير رسمي بودن اشتغال در ميان اغلب شاغلان محله باعث شده تا آنها امتيازاني چون بيمه، وام گرفتن و عضويت در تعاوني هاي مسكن محروم باشند و اين شرايط به فقر آنها دامن بزند. (باوند،1386،ص24)هسته اوليه هسته اوليه محله از سمت خيابان مولوي كه در قديم صابون پز خانه ناميده مي شد ،شكل است.بعد بازارچه نو و بازار حاج غلام علي ساخته مي شود و كم كم به ميدان هرندي كه دروازه غار ناميده مي شد،كشيده مي شود.(ياوري،مصاحبه شفاهي ساكنان اوليه محله اصفهاني ها و عرب ها بودند كه به آجر پزي اشتغال داشتند.با شروع ساخت و ساز توسط همين افراد ،محله به وجود مي آيد. (كرمي،مصاحبه شفاهي)گرچه آقاي كريمي معتقد است اولين بار ،بارفروشان كه در مكان فعلي محله سبزي و ميوه خود را مي فروختند ،شروع به ساخت و ساز كردند. (كرمي،مصاحبه شفاهي) اكثريت ساكنان محله شيعه مي باشند اما تعدادي كرد سني نيز در محله ساكن هستند. (كريمي،ياوري ،كرمي،مصاحبه شفاهي)در حال حاضر شمالي ها،لرها ،كردها و ترك ها از جمله قوميت هاي موجود در محله هستند. (ياوري ،كرمي،مصاحبه شفاهي)چهره هاي شاخص از معروف ترين چهره هايي كه در محله ساكن بودند،بايد به شيخ رجب علي خياط و طيب حاج رضايي اشاره كرد. (ياوري ، رستگار،مصاحبه شفاهي)از چهره های شاخص مذهبی و سیاسی باید از شهید صفار هرندی و دو تن از اعضای اصلی گروه فداییان اسلام به نام های صادق امانی و محمد بخارایی نام برد. (رستگار،مصاحبه شفاهي)فضاها و عناصر مهم تاريخي ميدان پاقاپوق ميدان اعدام يا پاقاپوق قبلي و محمديه امروزي كه در جنوب غربي تهران قرار دارد از ميدان هاي قديمي تهران است............وجه تسميه اين ميدان (اعدام)دليل به دار آويختن محكومين در وسط اين ميدان بود.....باري نام فعلي اين ميدان ،محمديه شده كه وجه تسميه آن شايد به خاطر دروازه اي بود كه در زمان محمدشاه قاجار بين اين ميدان و آرامگاه،كه به نام محمديه يا دروازه غار قديم بود شهرت داشت. (سوادكوهي، 1378،ص38)دروازه هاي غار و حضرت عبدالعظيمدروازه هاي غار و حضرت عبدالعظيم در جنوب محله، پس از اضافه شدن شش دروازه در زمان ناصري به باروي دوم تهران ساخته شدند كه از نظر كاشيكاري و نقش و نگار و كتيبه و ستون با دروازه هاي گذشته تفاوت داشتند و در آنها از نقش هاي باستاني رستم و ديو سپيد و يا رستم و اسفنديار استفاده شده بود. (باوند، 1386،ص13)ميدان امين السلطان از فضاهايي بود كه ابراهيم خان امين السطان پدر ميرزا علي اصغر اتابك آن را نزديك دروازه قديم حضرت عبدالعظيم بنا كرد كه بارانداز محصولات ميوه و تره بار به شمار مي آمد و تا سال هاي اخير هم به فعاليت خود ادامه مي داد. پس از انتقال بازار ميوه و تره بار به كنار ميدان بسيج در بزرگراه آزادگان اين بازار تغيير كاربري داد تا به فضاي سبزتبديل شود.ميدان اوليه را بعدها امين السلطان دوم گسترش داد و تقريباً تمامي سبزيجات و ميوه و خواروبار و حتي ذغال و هيزم تهران درآن باراندازي و به محله هاي شهر فرستاده مي شد. (باوند ، 1386،ص13)سرقبرآقااین بقعه آرامگاه سیدابوالقاسم ظهیرالاسلام است.وی داماد فتح علی شاه قاجار بوده است.پس از مرگ وی فرزندش سید زین العابدین که داماد ناصرالدین شاه بود در منصب امام جمعه جانشین پدر می شود و این آرامگاه را بنا می کند که پس از وفات ،خود نیز در کنار پدر دفن می شود. (رستگار،مصاحبه شفاهي) (در گذشته) در كنار آن گورستان، غسالخانه و تابوت كش خانه قديم تهران واقع بوده و مجاورش ميدان وسيعي قرار داشت كه شبهاي جمعه مارگيرها و شعبده بازها و درويشان در آن معركه مي گرفتند. شب ها عبور از اين ميدان بي خطرنبود زيرا راهزنان در كنار همين ميدان سكونت داشتند. (نوربخش، 1380،ص1204)بازار كفن فروش هادر كنار سرقبرآقا، غسالخانه و گورستان تهران(باغ فردوس) بود كه در آن انواع كفن كربلايي، مشهدي،قمي و غيره به فروش مي رفت. (باوند ، 1386،ص13)باغ انگور فروشي باغ انگور فروشي يا باغ انگوري، ميدان تره باري در جنوب ميدان اعدام(محمديه)بود كه انگور روستاهاي شهريار را به آنجا مي آوردند و مي فروختند، اما در شب ها اين ميدان به محل تجمع دزدان و مال دزدخرها بدل مي شد و كانوني براي انواع بزهكاري هاي ديگر نيز بود. (باوند ، 1386،ص13)از جمله اماكن ديگر عمومي در گذشته بايد از حمام چهارشنبه،حمام سيد سقا،آب انبار چهل پله(ياوري ، مصاحبه شفاهي) كاروان سراي خانات و كاروان سراي هرندي نام برد.(ياوري،كرمي ، مصاحبه شفاهي)کاروانسرای خاناتاز جمله کاروانسراهای بزرگ به نام تهران است که در مجاورت میدان امین السلطان قرار گرفته و اخیرا شهرداری با مشارکت بخش خصوصی اقدام به بازسازی و تعمیر اساسی آن جهت بهره برداری فرهنگی و اجتماعی نموده است. (رستگار ، مصاحبه شفاهي)

دروازه غار:

دروازه غار نام یکی از دروازه‌های قدیمی شهر طهران بود که در اطراف حصار ناصری (حصاری که در عهد ناصرالدین شاه قاجار در اطراف شهر طهران یا به اصطلاح آن روز، در اطراف دارالخلافه ناصری کشیده شده بود)، قرار داشت. این دروازه در حد فاصل بین خانی آباد و میدان شوش در حوالی مکانی که امروزه در آن میدان غار (شهید هرندی) بنا شده‌است، واقع بود.محل دقیق این دروازه حد فاصل میدان شوش و میدان راه آهن میباشد که در شمالی ترین قسمت محله باغ آذری بوده.

نقش رستم و دیو سپید

بر کاشیکاری زیبای این دروازه تصاویری از نبرد رستم و دیو سفید نقش شده بود که حتی تا زمان تخریب این دروازه، بسیار سالم و دست نخورده باقی مانده بود. به همین دلیل کاشی‌های نقاشی شده مربوط به دروازه غار، به موزه ایران باستان انتقال یافتند تا در آنجا نگهداری شوند. این نقش زیبا دارای رقم استاد محمد کاشی پز شیرازی است و پیداست که این هنرمند اهل شیراز سازنده این کاشی‌ها و نقش مندرج بر آن بوده‌است. هرچند از زندگی این هنرمند اطلاعی در دست نیست. تاریخ ساخته شدن این نقش کاشی بر اساس مندرجات آن، در سنه ۱۲۶۳ هجری قمری بوده‌است.

عکس قدیمی از دروازه غار تهران قبل از تخریب


ارتباط با ما
اطلاعات تماس

نشانی : میدان شهید هرندی، خیابان شهید هرندی، خیابان ادیب، روبروی بوستان بهاران تلفن: 55624934

پیامک: 30009900660206

پست الکترونیک: sara.harandi124@gmail.com